معنی ۱neutral · 84%
باعث طولانیترشدن مدت چیزی شدن.
مثالهای طبیعی
Adequate rest may prevent illness from prolonging recovery.
استراحت کافی ممکن است مانع شود بیماری دورهٔ بهبودی را طولانیتر کند.
Further objections could prolong the negotiations.
اعتراضهای بیشتر ممکن است مذاکرات را طولانی کند.
Keeping fruit cool can prolong its freshness.
خنک نگهداشتن میوه میتواند تازگیاش را بیشتر حفظ کند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب دربارهٔ تداوم ناخواسته است، ولی افزایش ماندگاری مواد غذایی هم میتواند مفید باشد.
