معنی ۱neutral · 95%
قولی جدی و متعهدانه که کاری را انجام خواهی داد یا چیزی رخ خواهد داد
مثالهای طبیعی
I made a promise to call every week.
قول دادم هر هفته تماس بگیرم.
She kept her promise and arrived on time.
او به قولش عمل کرد و بهموقع رسید.
He always tries to keep his promises.
او همیشه سعی میکند به قولهایش عمل کند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی میگویی کسی قول داده چه کاری انجام دهد، از promise to + verb استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— قول دادن که کاری را انجام خواهی داد

