معنی ۱neutral · 95%
به کسی با جدیت و تعهد گفتن که کاری را انجام خواهی داد یا چیزی رخ خواهد داد.
مثالهای طبیعی
I promise to call tonight.
قول میدهم امشب تماس بگیرم.
She promised her son that she would come.
او به پسرش قول داد که خواهد آمد.
He promised to return the book.
او قول داد کتاب را پس بدهد.
نکتهٔ کاربردی
برای کاری که با جدیت قول میدهی انجامش دهی از promise to + شکل سادهٔ فعل استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— قول دادن که کمک خواهی کرد

