معنی ۱neutral · 90%
دارای نشانههایی که موفقیت، بهبود یا نتیجهٔ خوب در آینده را محتمل میکنند
مثالهای طبیعی
She is the most promising candidate we interviewed.
او امیدوارکنندهترین نامزدی است که مصاحبه کردیم.
The trial produced promising results in its first phase.
آزمایش در مرحلهٔ اول نتایج امیدبخشی به دست داد.
The project looks more promising after the redesign.
پروژه پس از بازطراحی امیدوارکنندهتر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
`Promising` نشانههای مثبت دربارهٔ آینده را توصیف میکند، نه نتیجهای تضمینشده را.
