معنی ۱neutral · 84%
سریع و بدون تأخیر غیرضروری.
مثالهای طبیعی
The company replied promptly to my complaint.
شرکت به شکایت من سریع و بدون معطلی پاسخ داد.
Seek medical help promptly if the symptoms worsen.
اگر علائم بدتر شدند، بیدرنگ کمک پزشکی بگیرید.
Our team promptly corrected the billing error.
تیم ما خطای صورتحساب را فوراً اصلاح کرد.
نکتهٔ کاربردی
در دستورالعملهای رسمی، پیامهای تجاری و ارتباطات خدماتی رایج است.
ترکیبهای رایج
— پاسخدادن بدون معطلی
