اطلاعات یا شواهدی که نشان میدهند چیزی درست است یا اتفاق افتاده است.
مثالهای طبیعی
Do you have proof of purchase?
مدرک خرید دارید؟
We need proof that the message is genuine.
به مدرکی نیاز داریم که نشان دهد پیام واقعی است.
The delivery photo provides proof of arrival.
عکسِ تحویل کالا، مدرکی برای رسیدن آن فراهم میکند.
نکتهٔ کاربردی
Proof در این معنی معمولاً غیرقابلشمارش است: some proof یا proof of something. Evidence ممکن است از یک ادعا پشتیبانی کند، اما proof آن را بهطور قاطع اثبات میکند.
