اطلاعات یا ایدههایی که عمداً برای شکل دادن به افکار عمومی، اغلب با ارائهٔ گزینشی یا گمراهکننده، منتشر میشوند
مثالهای طبیعی
The documentary examines propaganda used during the conflict.
این مستند تبلیغات جهتدارِ بهکاررفته در جریان درگیری را بررسی میکند.
Online propaganda targeted voters with misleading claims.
تبلیغات آنلاین رأیدهندگان را با ادعاهای گمراهکننده هدف قرار داد.
Propaganda shaped public attitudes toward the war.
پروپاگاندا نگرش عمومی نسبت به جنگ را شکل داد.
نکتهٔ کاربردی
`propaganda` معمولاً جمع بسته نمیشود؛ برای مقدار از `a great deal of propaganda` یا `pieces of propaganda` استفاده کنید.
