معنی ۱neutral · 90%
درست، مناسب یا متناسب با یک هدف یا موقعیت مشخص
مثالهای طبیعی
You need proper equipment for this job.
برای این کار به تجهیزات مناسب نیاز داری.
The task requires proper training.
این کار به آموزش مناسب نیاز دارد.
Make sure everything is in its proper place.
مطمئن شو همهچیز در جای درست خودش قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
`Proper` اغلب به معنی مناسب و صحیح است، نه فقط خوب.
ترکیبهای رایج
— آموزش مناسب و کافی

