بخش یا سهمی از یک کل که اغلب بهصورت کسر یا درصد بیان میشود
مثالهای طبیعی
A large proportion of respondents supported the change.
نسبت زیادی از پاسخدهندگان از این تغییر حمایت کردند.
The proportion of spending on transport increased.
نسبت هزینهکرد برای حملونقل افزایش یافت.
A smaller proportion of students chose physics this year.
امسال نسبت کمتری از دانشآموزان فیزیک را انتخاب کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Proportion` بر این تمرکز دارد که یک بخش در مقایسه با کل چه اندازهای را تشکیل میدهد.

