پیشنهاد، ایده یا طرحی که برای بررسی یا پذیرش به کسی ارائه میشود
مثالهای طبیعی
The investor considered the proposition commercially attractive.
سرمایهگذار این پیشنهاد را از نظر تجاری جذاب دانست.
They rejected the proposition that taxes should rise immediately.
آنها این گزاره را که مالیاتها باید فوراً افزایش یابد رد کردند.
Her proposition offered both companies access to new markets.
پیشنهاد او دسترسی هر دو شرکت به بازارهای جدید را فراهم میکرد.
نکتهٔ کاربردی
برای ایده، پیشنهاد یا عرضهٔ رسمیای که باید ارزیابی یا دربارهاش تصمیمگیری شود از `proposition` استفاده میشود.
