زبان نوشتاری که بهجای وزن و سطرهای شعری، در جملهها و بندهای عادی تنظیم شده باشد.
مثالهای طبیعی
Her prose is clear but full of subtle humor.
نثر او روشن است، اما طنزی ظریف در آن موج میزند.
Students compared prose with poetry in class.
دانشآموزان در کلاس، نثر را با شعر مقایسه کردند.
The editor shortened the prose without changing its tone.
ویراستار متن نثر را کوتاه کرد بیآنکه لحنش را تغییر دهد.
نکتهٔ کاربردی
prose از نظر قالب در برابر verse قرار میگیرد، اما همچنان میتواند آهنگین، زنده و بسیار هنرمندانه باشد.
