معنی ۱formal · 90%
فرایند حقوقیِ مطرح کردن پروندهٔ کیفری علیه شخص یا سازمان متهم
مثالهای طبیعی
Prosecution remains possible when evidence meets the required standard.
وقتی شواهد به استاندارد لازم برسند، تعقیب کیفری همچنان ممکن است.
The prosecution for fraud lasted nearly six months.
پیگرد کیفری به اتهام کلاهبرداری نزدیک به شش ماه طول کشید.
Companies may face prosecution for repeated environmental violations.
شرکتها ممکن است بهدلیل تخلفات مکرر زیستمحیطی با تعقیب کیفری روبهرو شوند.
نکتهٔ کاربردی
برای فرایند یا یک پروندهٔ مشخص کیفری استفاده میشود و `face prosecution` عبارت رایجی است.
