prosecutor
B2اسم/US /prˈɑsɪkjˌuːtɚ/ PRÄS-ĭky-o͞ot-ər; UK /prˈɑsɪkjˌuːtɚ/ PRÄS-ĭky-o͞ot-ər/
دادستان، دادیار

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
prosecutor یعنی دادستان. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دادستان، دادیار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.