معنی ۱neutral · 90%
وکیل یا مقام عمومیای که پروندهٔ کیفری را علیه شخص متهم پیگیری میکند
مثالهای طبیعی
The prosecutor questioned the witness about the missing records.
دادستان از شاهد دربارهٔ اسناد گمشده سؤال کرد.
A prosecutor must decide whether the evidence is sufficient.
دادستان باید تصمیم بگیرد آیا شواهد کافی است یا نه.
Public prosecutors handle serious criminal cases in that jurisdiction.
دادستانهای عمومی در آن حوزهٔ قضایی پروندههای کیفری جدی را رسیدگی میکنند.
نکتهٔ کاربردی
`prosecutor` وکیل یا مقامی است که پروندهٔ کیفری را علیه متهم ارائه میکند؛ طرف مقابل وکیل مدافع است.
