مربوط به الگوهای ریتم، تکیه یا آهنگِ گفتار.
مثالهای طبیعی
The therapist assessed prosodic changes during emotional speech.
درمانگر تغییرات آهنگ گفتار را هنگام صحبت احساسی ارزیابی کرد.
Students practiced prosodic features such as sentence stress.
دانشآموزان ویژگیهای آهنگی مانند تکیهٔ جمله را تمرین کردند.
Better prosodic control made the voice sound less robotic.
کنترل بهتر آهنگ گفتار باعث شد صدا کمتر رباتگونه به نظر برسد.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی در زبانشناسی و علوم گفتار؛ صورت رایج prosodic است.
