امکان وقوع اتفاقی در آینده.
مثالهای طبیعی
The prospect of working abroad excites me.
از فکر اینکه شاید بتوانم در خارج از کشور کار کنم هیجانزده میشوم.
We faced the prospect of missing our flight.
با احتمال جا ماندن از پروازمان روبهرو شدیم.
A full recovery is now a realistic prospect.
اکنون میتوان واقعبینانه به بهبودی کامل امیدوار بود.
نکتهٔ کاربردی
اغلب پس از prospect حرف اضافهٔ of و سپس اسم یا فعل با پسوند -ing میآید.
