کسی یا چیزی که انتظار میرود یا احتمال دارد در آینده به نقش یا وضعیت مشخصی برسد
مثالهای طبیعی
Prospective students can attend the campus information session.
دانشجویان احتمالی میتوانند در جلسهٔ معرفی دانشگاه شرکت کنند.
The agent showed prospective buyers the renovated apartment.
مشاور املاک آپارتمان بازسازیشده را به خریداران احتمالی نشان داد.
She researched each prospective employer before applying.
او پیش از درخواست، دربارهٔ هر کارفرمای احتمالی تحقیق کرد.
نکتهٔ کاربردی
`prospective` پیش از اسمهایی مانند `student`، `buyer`، `employee` یا `candidate` میآید و معنای «احتمالی در آینده» میدهد.
