کسی که در برابر دریافت پول خدمات جنسی ارائه میکند.
مثالهای طبیعی
The article interviewed a former prostitute about working conditions.
این مقاله با فردی که قبلاً تنفروشی میکرد دربارهٔ شرایط کار گفتوگو کرده بود.
Prostitutes faced restrictive laws in the nineteenth century.
تنفروشان در قرن نوزدهم با قوانین محدودکننده روبهرو بودند.
A prostitute may avoid healthcare because of stigma.
ممکن است فردی که تنفروشی میکند بهخاطر انگ اجتماعی از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کند.
نکتهٔ کاربردی
ممکن است بار انگزننده داشته باشد؛ در بسیاری از متنهای امروزی، sex worker اصطلاحی محترمانهتر است.
