مادهٔ مغذی موجود در غذا که بدن برای رشد و ترمیم از آن استفاده میکند
مثالهای طبیعی
Eggs provide plenty of protein for breakfast.
تخممرغ برای صبحانه پروتئین فراوانی فراهم میکند.
Athletes often need more protein after intense training.
ورزشکاران اغلب پس از تمرین شدید به پروتئین بیشتری نیاز دارند.
This yogurt contains ten grams of protein.
این ماست ده گرم پروتئین دارد.
نکتهٔ کاربردی
در تغذیه، `protein` معمولاً غیرقابلشمارش است: `some protein`، `more protein`، `grams of protein`.

