معنی ۱formal · 90%
مجموعهای رسمی یا توافقشده از قواعد و رویهها برای رسیدگی به یک وضعیت یا فعالیت مشخص
مثالهای طبیعی
Researchers followed the protocol for handling biological samples.
پژوهشگران پروتکل کار با نمونههای زیستی را رعایت کردند.
The emergency protocol requires immediate evacuation of the building.
پروتکل اضطراری تخلیهٔ فوری ساختمان را الزامی میکند.
Every clinic must use the approved protocol consistently.
هر درمانگاه باید پروتکل تأییدشده را بهطور یکسان اجرا کند.
نکتهٔ کاربردی
در محیطهای رسمی، فنی، پزشکی، دیپلماتیک یا امنیتی برای قواعد استاندارد و مورد انتظار به کار میرود.
