معنی ۱neutral · 90%
در پرهیز از خطرهای احتمالی یا مشکلات آینده، محتاط و عاقلانه عمل کردن.
مثالهای طبیعی
Setting aside savings is a prudent precaution.
کنار گذاشتن مقداری پسانداز، اقدام احتیاطیِ سنجیدهای است.
The board considered the expansion prudent under current conditions.
هیئتمدیره توسعهٔ فعالیت را در شرایط فعلی تصمیمی عاقلانه دانست.
It would be prudent to check the contract first.
عاقلانه خواهد بود که اول قرارداد را بررسی کنیم.
نکتهٔ کاربردی
prudent به داوری درست دربارهٔ خطر اشاره دارد؛ timid به ترسویی یا احتیاط بیشازحد نزدیک است.
