مربوط به تواناییهای ادعایی برای دانستن یا دریافت چیزها فراتر از حواس معمول.
مثالهای طبیعی
The commercial advertised psychic readings by telephone.
آن آگهی خدمات فالگیری و خوانش فراحسی از راه تلفن تبلیغ میکرد.
She claimed to possess psychic abilities.
او ادعا میکرد که تواناییهای فراحسی دارد.
Researchers found no evidence of the advertised psychic powers.
پژوهشگران هیچ شاهدی برای اثبات نیروهای فراحسیِ تبلیغشده پیدا نکردند.
نکتهٔ کاربردی
psychic ادعاهای مرتبط با ادراک فراحسی را توصیف میکند؛ استفاده از این صفت وجود واقعی چنین تواناییهایی را اثبات نمیکند.
