نوعی درمان روانشناختی که افکار ناهشیار و تجربههای گذشتهٔ فرد را بررسی میکند.
مثالهای طبیعی
Psychoanalysis explores feelings that patients may not recognize consciously.
روانکاوی احساساتی را بررسی میکند که ممکن است بیماران آگاهانه از آنها خبر نداشته باشند.
She underwent psychoanalysis for several years.
او چندین سال تحت روانکاوی قرار گرفت.
Unlike brief counselling, psychoanalysis often involves frequent sessions.
برخلاف مشاورهٔ کوتاهمدت، روانکاوی اغلب شامل جلسات مکرر است.
نکتهٔ کاربردی
روانکاوی را مترادف همهٔ روشهای رواندرمانی ندانید؛ روانکاوی فقط یکی از رویکردهای درمانی است.
