روانشناس.
مثالهای طبیعی
The psychologist helped her manage stress.
روانشناس به او کمک کرد استرسش را مدیریت کند.
He works as a psychologist at a school.
او در مدرسه روانشناس است.
The psychologist explained the study's results.
روانشناس نتایج پژوهش را توضیح داد.
نکتهٔ کاربردی
psychologist «روانشناس» است و با psychiatrist «روانپزشک» یکسان نیست.
