خوراکی شیرینی که معمولاً پس از غذا سرو میشود و اغلب بافتی نرم یا خامهای دارد.
مثالهای طبیعی
I will have chocolate pudding for dessert.
برای دسر پودینگ شکلاتی میخورم.
Grandma made a rice pudding yesterday.
مادربزرگ دیروز پودینگ برنج درست کرد.
Three puddings were waiting in the kitchen.
سه پودینگ در آشپزخانه آماده بود.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی آمریکایی pudding اغلب دسری خامهای است؛ در انگلیسی بریتانیایی ممکن است به انواع دسر اشاره کند و بسته به معنی قابلشمارش یا غیرقابلشمارش باشد.
