معنی ۱neutral · 95%
چیزی را با دست یا نیرو به سمت خود حرکت دادن.
مثالهای طبیعی
Pull the door to open it.
برای باز کردن در، آن را به سمت خودت بکش.
She pulled the chair closer.
او صندلی را نزدیکتر کشید.
He pulled the weeds out.
او علفهای هرز را بیرون کشید.
نکتهٔ کاربردی
وقتی چیزی را به سمت خود حرکت میدهی از pull استفاده کن. متضاد آن push است.
ترکیبهای رایج
— در را به سمت خود کشیدن

