معنی ۱neutral · 90%
ضربهای محکم که با مشت بسته زده میشود
مثالهای طبیعی
One punch ended the match unexpectedly.
یک مشت بهطور غیرمنتظره مسابقه را تمام کرد.
The punch left a bruise on his cheek.
آن مشت روی گونهاش کبودی به جا گذاشت.
Her punches became faster after weeks of practice.
مشتهای او پس از چند هفته تمرین سریعتر شدند.
نکتهٔ کاربردی
`punch` برای یک ضربه با مشت، اسم قابلشمارش است و در بافت مبارزه با فعلهایی مانند `throw`، `land` و `take` میآید.
