معنی ۱neutral · 90%
با مشت بسته محکم به کسی یا چیزی ضربه زدن
مثالهای طبیعی
She punched the bag repeatedly during training.
او هنگام تمرین بارها به کیسه مشت زد.
He punched the attacker in the shoulder.
او با مشت به شانهٔ مهاجم زد.
He punched the wall and immediately regretted it.
او به دیوار مشت زد و بلافاصله پشیمان شد.
نکتهٔ کاربردی
`punch` معمولاً مفعول مستقیم میگیرد که شخص یا چیزِ ضربهخورده را نام میبرد.
ترکیبهای رایج
— با مشت به صورت کسی زدن
