در رعایت قواعد رفتاری یا توجه به ریزترین جزئیات، دقتی وسواسگونه دارد.
مثالهای طبیعی
The ambassador was punctilious about formal introductions.
سفیر در معرفی رسمی افراد، به رعایت دقیق آداب بسیار مقید بود.
Her punctilious checking prevented several reporting errors.
بازبینی موشکافانهٔ او مانع چند خطا در گزارشدهی شد.
The host grew more punctilious as guests arrived.
میزبان هرچه مهمانان بیشتر از راه میرسیدند، در رعایت تشریفات سختگیرتر میشد.
نکتهٔ کاربردی
رسمی است؛ هم میتواند دقت فرد را تحسین کند و هم ایرادگیریِ بیشازحد او را نکوهش کند.
