دارای بو یا مزهای بسیار قوی، تیز و نافذ.
مثالهای طبیعی
The cheese has a pungent smell.
این پنیر بوی تند و نافذی دارد.
Fresh ginger tastes more pungent than dried ginger.
مزهٔ زنجبیل تازه از زنجبیل خشک تندتر و تیزتر است.
A pungent sauce dominated the entire dish.
طعم تند و نافذ سس بر تمام غذا غلبه کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
pungent شدت تیز و نافذی را میرساند که گاهی ناخوشایند است؛ صرفاً به معنای بوی قوی اما خوشایند نیست.
