معنی ۱neutral · 90%
به کسی بهدلیل انجام کاری نادرست مجازات دادن
مثالهای طبیعی
The teacher punished him for cheating.
معلم او را بهدلیل تقلب تنبیه کرد.
The law punishes serious offences severely.
قانون جرایم جدی را بهشدت مجازات میکند.
They punished the child for breaking the rule.
آنها کودک را بهدلیل زیر پا گذاشتن قانون تنبیه کردند.
نکتهٔ کاربردی
از `punish someone for + noun/-ing` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— بهدلیل انجام کاری، کسی را مجازات کردن

