معنی ۱neutral · 86%
زدودن مواد زیانآور یا ناخواسته از چیزی برای پاک یا ایمنکردن آن.
مثالهای طبیعی
You must purify river water before drinking it.
پیش از نوشیدن آب رودخانه، باید آن را تصفیه کنید.
The filter purifies the air in the laboratory.
این فیلتر هوای آزمایشگاه را تصفیه میکند.
Workers purified the water using several filtration stages.
کارگران آب را در چند مرحلهٔ فیلتراسیون تصفیه کردند.
نکتهٔ کاربردی
تصفیهکردن لزوماً به معنی استریلکردن نیست؛ روش لازم به نوع آلاینده بستگی دارد.
