معنی ۱neutral · 85%
داشتن رنگی که ترکیبی از قرمز و آبی است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بنفش
Deutsch
lila
Հայերեն
մանուշակագույն
manushakaguyn
مثالهای طبیعی
She bought a purple shirt.
او یک پیراهن بنفش خرید.
The sky looks purple tonight.
آسمان امشب بنفش به نظر میرسد.
