دنبال کردن هدف؛ پیگیری کردن.
مثالهای طبیعی
She plans to pursue a career in medicine.
او قصد دارد حرفهای در پزشکی دنبال کند.
The police pursued the suspect through the streets.
پلیس مظنون را در خیابانها تعقیب کرد.
He continued to pursue his dream despite the difficulties.
او با وجود مشکلات همچنان دنبال رؤیایش رفت.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «pursue a career»، «pursue» در معنای «دنبال کردن هدف» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
