معنی ۱formal · 86%
چیزی را، اغلب بهطور منظم، برای گروهی از مردم فراهم کردن، فروختن یا پخش کردن
مثالهای طبیعی
The website purveys conspiracy theories to anxious readers.
این وبسایت نظریههای توطئه را به خوانندگان مضطرب عرضه میکند.
Local stalls purvey spices, tea, and dried fruit.
غرفههای محلی ادویه، چای و میوهٔ خشک میفروشند.
He purveyed gossip disguised as political analysis.
او شایعات را در پوشش تحلیل سیاسی پخش میکرد.
نکتهٔ کاربردی
`Purvey` رسمی است و وقتی مفعول آن ایده، شایعه یا اطلاعات نادرست باشد اغلب لحنی انتقادی دارد.
