معنی ۱formal · 90%
عموماً چنین تصور یا ادعا میشود که چیزی هست، اما مدرک قطعی برایش وجود ندارد.
مثالهای طبیعی
Researchers examined the putative site of the ancient settlement.
پژوهشگران محل احتمالیِ سکونتگاه باستانی را بررسی کردند.
The company’s putative owner declined to comment.
مالک احتمالیِ شرکت از اظهارنظر خودداری کرد.
The putative cause remains difficult to test.
آزمودن علت احتمالی همچنان دشوار است.
نکتهٔ کاربردی
رسمی است و بهویژه در حقوق، علم و گزارشنویسی به کار میرود.
