چهار طرف یا گروه مستقل را در یک توافق یا سازوکار دربرمیگیرد.
مثالهای طبیعی
The ministers signed a quadripartite agreement on river access.
وزیران توافقنامهای چهارجانبه دربارهٔ دسترسی به رودخانه امضا کردند.
Quadripartite talks included workers, employers, officials, and residents.
گفتوگوهای چهارجانبه با حضور کارگران، کارفرمایان، مقامها و ساکنان برگزار شد.
The territory operated under quadripartite supervision for several years.
آن سرزمین چندین سال تحت نظارت چهارجانبه اداره میشد.
نکتهٔ کاربردی
رسمی است و اغلب در دیپلماسی و نهادهای سازمانی به کار میرود.
