qualified
C1صفت/US /kwˈɑləfˌaɪd/ KWÄL-əf-īd; UK /kwˈɑləfˌaɪd/ KWÄL-əf-īd/
مشروط، شایسته، موصوف
JadoLearn Dictionary
معنی qualified به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مشروط، شایسته، موصوف
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صلاحیتدار، لایق، صالح
تناسب داشتن، مناسب کردن، زیبنده
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.