مربوط به ماهیت یا ویژگیهای چیزی، نه مقدارهایی که بتوان آنها را عددی اندازه گرفت.
مثالهای طبیعی
The researchers used qualitative interviews with parents.
پژوهشگران از مصاحبههای کیفی با والدین استفاده کردند.
Most of our evidence is qualitative rather than numerical.
بیشتر شواهد ما کیفی هستند، نه عددی.
Qualitative feedback revealed problems the ratings missed.
بازخورد کیفی مشکلاتی را آشکار کرد که امتیازدهیهای عددی نشان نداده بودند.
نکتهٔ کاربردی
qualitative صرفاً به معنی «باکیفیت» نیست؛ نوع شواهد یا تفاوت میان ویژگیها را بیان میکند.
