تردید و دلنگرانیِ ناراحتکننده دربارهٔ درستبودنِ اخلاقی یا عاقلانهبودنِ کاری.
مثالهای طبیعی
She had qualms about hiding the safety complaint.
او دربارهٔ پنهانکردنِ شکایتِ مربوط به ایمنی تردیدِ اخلاقی داشت.
One qualm troubled him before he signed the order.
پیش از امضایِ دستور، یک نگرانیِ وجدانی ذهنش را آزار میداد.
The investors showed no qualms over the surveillance proposal.
سرمایهگذاران هیچ نگرانیِ اخلاقی دربارهٔ پیشنهادِ نظارتِ گسترده نشان ندادند.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در جمع به کار میرود و معمولاً دغدغهای وجدانی را میرساند، نه صرفاً ایرادی فنی.
