اندازه، مقدار یا گسترهٔ چیزی را بهصورت عدد بیان کردن.
مثالهای طبیعی
Researchers tried to quantify the damage caused by flooding.
پژوهشگران تلاش کردند خسارت ناشی از سیل را بهصورت عددی برآورد کنند.
Can you quantify the expected savings?
میتوانی میزان صرفهجویی موردانتظار را به عدد بیان کنی؟
The benefits are difficult to quantify precisely.
اندازهگیری دقیق و عددیِ این مزایا دشوار است.
نکتهٔ کاربردی
quantify به پرسش «چقدر یا چندتا؟» پاسخ میدهد؛ qualify میتواند به معنای محدود کردن یک گفته یا واجد شرایط کردن کسی باشد.
