شامل مقدارها یا اندازهگیریهایی که بهشکل عددی بیانپذیرند.
مثالهای طبیعی
The team designed a quantitative survey of sleep habits.
گروه یک نظرسنجی کمّی دربارهٔ عادتهای خواب طراحی کرد.
Our quantitative evidence comes from monthly sales figures.
شواهد عددی ما از آمار فروش ماهانه به دست میآید.
Quantitative analysis helped confirm the interview findings.
تحلیل کمّی به تأیید یافتههای مصاحبهها کمک کرد.
نکتهٔ کاربردی
quantitative لزوماً به معنی بهتر یا دقیقتر بودن از qualitative نیست؛ این دو روش به پرسشهای متفاوت پاسخ میدهند.
