معنی ۱neutral · 85%
با کسی، اغلب بر سر موضوعی کماهمیت، با عصبانیت بحثکردن
مثالهای طبیعی
They often quarrel about money.
آنها اغلب بر سر پول جر و بحث میکنند.
I quarreled with my sister yesterday.
دیروز با خواهرم دعوا کردم.
The neighbors are quarreling over the fence.
همسایهها بر سر حصار با هم جر و بحث میکنند.
نکتهٔ کاربردی
برای شخص طرف دعوا از with و برای موضوع اختلاف از about یا over استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— با کسی مشاجرهکردن
