quench
C2اسم/US /kwɛntʃ/ kwĕnch; UK /kwɛntʃ/ kwĕnch/
فرو نشاندن
JadoLearn Dictionary
معنی quench به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فرو نشاندن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
معذلک، گرفتن از، انبیق
سرد کردن، خنک ساختن، خنک
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.