با نوشیدن، تشنگی را برطرف کردن
مثالهای طبیعی
Cold water quenched their thirst after the hike.
آب سرد بعد از پیادهروی تشنگی آنها را برطرف کرد.
Nothing quenches thirst like plain water.
هیچ چیز مثل آب ساده تشنگی را رفع نمیکند.
He drank slowly, hoping to quench his thirst.
او آهسته نوشید و امیدوار بود تشنگیاش را برطرف کند.
نکتهٔ کاربردی
`Quench` معنیهای دیگری از جمله خاموش کردن آتش هم دارد، اما این معنی فقط دربارهٔ تشنگی است.
