معنی ۱neutral · 90%
پرسش یا درخواست اطلاعات، بهویژه وقتی نیاز به توضیح یا بررسی دارد
مثالهای طبیعی
I submitted a query about the unexpected charge.
من دربارهٔ هزینهٔ غیرمنتظره یک پرسش ثبت کردم.
The manager answered every query before the deadline.
مدیر پیش از مهلت مقرر به همهٔ پرسشها پاسخ داد.
Several queries concerned access to the new system.
چندین پرسش دربارهٔ دسترسی به سامانهٔ جدید بود.
نکتهٔ کاربردی
`query` در بافتهای رسمی، اداری، فنی و خدمات مشتری رایج است و معمولاً از `question` رسمیتر است.
