معنی ۱neutral · 90%
اعتراض یا خردهگیری کوچک و کماهمیت دربارهٔ جزئیاتی نهچندان مهم.
مثالهای طبیعی
Our only quibble concerns the wording of the final clause.
تنها ایراد جزئیِ ما به نحوهٔ نگارش بند پایانی مربوط میشود.
One quibble: the music was slightly too loud.
فقط یک خردهگیری: صدای موسیقی کمی بلند بود.
Despite a few quibbles, everyone enjoyed the novel.
با وجود چند ایراد جزئی، همه از رمان لذت بردند.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً نشان میدهد که موضوع، نکتهٔ اصلی نیست.
