معنی ۱neutral · 88%
چیزی که در مدت زمان کوتاهی اتفاق میافتد یا انجام میشود.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
سریع
Deutsch
schnell
Հայերեն
արագ
arag
مثالهای طبیعی
We need a quick answer.
ما به یک پاسخ سریع نیاز داریم.
The reply was quick.
پاسخ سریع بود.
