معنی ۱neutral · 90%
به شکلی سریع یا در مدتزمانی کوتاه.
مثالهای طبیعی
She quickly opened the door.
او بهسرعت در را باز کرد.
Please finish your breakfast quickly.
لطفاً صبحانهات را سریع تمام کن.
The bus moved quickly through the city.
اتوبوس بهسرعت در شهر حرکت کرد.
نکتهٔ کاربردی
quickly معمولاً نشان میدهد یک عمل با چه سرعتی انجام میشود. اغلب پیش از فعل اصلی یا پس از عبارت فعلی قرار میگیرد.
