معنی ۱neutral · 87%
ویژگیِ سریع حرکت کردن، واکنش نشان دادن یا فهمیدن.
مثالهای طبیعی
Her quickness on the court surprised the coach.
چابکی او در زمین بازی مربی را شگفتزده کرد.
Quickness of response matters during emergencies.
در شرایط اضطراری، سرعت واکنش اهمیت دارد.
We admired his quickness in spotting the mistake.
سرعتش در پیدا کردن اشتباه را تحسین کردیم.
نکتهٔ کاربردی
quickness بیشتر بر واکنش سریع یا چابکی تأکید دارد؛ speed معمولاً نرخ حرکت را نشان میدهد.
